ارتباط موسیقی و مغز : موسیقی باعث تغییر ساختار مغزتان می‌شود!

ارتباط موسیقی و مغز و عملکرد رفتاری

در این مقاله ی کوتاه، به بررسی ارتباط موسیقی و مغز پزداخته می‌شود. این موضوع که چگونه موسیقی که شاخه ای از علوم اجتماعی بوده، به سمت علوم اعصاب شناختی(نورولوژی) حرکت کرده است بررسی و روند کشف ارتباط موسیقی و مغز بیان می‌شود.

شناسایی ارتباط موسیقی با مغز و علم اعصاب شناختی

تحقیقات جدید‌تر، به موسیقی درمانی به عنوان یک حرفه ی تخصصی کمک زیادی کرده است. در دهه ی ۱۹۹۰ میلادی معرفی تکنولوژی ها و تحقیقات جدید در زمینه ی تصویربرداری از مغز، ضبط امواج مغزی و تحلیل حرکتی باعث فهم و درک عمیق تری از فرآیند های بیولوژیکی (زیستی) و نورولوژیکی (عصبی) پدید آمده در اثر موسیقی شد. با استفاده از این تحقیقات، دو نتیجه ی قابل توجه حاصل شد:

۱- اولین نتیجه در مورد ارتباط موسیقی و مغز، این بود که ناحیه هایی از مغز که در اثر موسیقی درگیر می‌شدند، منحصر به “موسیقی” نبودند. یعنی شبکه های عصبی که به موسیقی واکنش نشان می‌دادند و به تجزیه و تحلیل آن می‌پرداختند، وظایف دیگری (غیر موسیقایی) از جمله پردازش فعالیت های مربوط به حرکت، صحبت کردن، توجه کردن و حافظه را نیز بر عهده داشتند. موسیقی، نه تنها باعث فعال شدن این مناطق مغزی و شبکه ها شد، بلکه جریانات رفت و برگشتی بین این شبکه ها را نیز ارتقا بخشید و باعث بهبود تعاملات بین شبکه های مغزی شد.

۲- دومین نتیجه در مورد ارتباط موسیقی و مغز، این بود که یادگیری موسیقی باعث تغییر مغز شد! این تغییرات، هم در موزیسین های بزرگسال و هم افرادی که هیچ گونه آموزش رسمی موسیقی ندیده بودند، کاملا مشهود بود. تمرینات موسیقی، حتی اگر بسیار مختصر هم باشد، می‌تواند باعث استفاده ی بهتر از قابلیت انعطاف پذیری قشر بیرونی مغزی شود که در نتیجه باعث ایجاد مسیر های نورونی (عصبی) جدیدی در مغز می‌گردد.

ارتباط موسیقی و مغز- تشکیل شبکه های نورونی جدید در مغز با موسیقی درمانی

این نتایج باعث فهم بهتر این موضوع شد که چه طور موسیقی باعث تغییرات رفتاری می‌شود. به عبارت دیگر، این نتایج، چگونگی کارکرد موسیقی درمانی و مداخلات آن در ساختار مغز را توضیح دادند. این پایه ی علمی در مورد ارتباط موسیقی و مغز، باعث تغییر مسیر این حرفه از علوم اجتماعی به سمت علوم اعصاب شد و رویکردی جدید برای تحقیقات در زمینه ی پزشکی (موسیقی درمانی به عنوان شاخه ای از علوم اعصاب یا نورولوژی) را به وجود آورد. با استفاده از این دیدگاه اعصاب شناختی در مورد ارتباط موسیقی و مغز، موسیقی درمانگر ها توانستند نحوه ی تغییرات مغز و در نتیجه عملکرد رفتاری را بهتر برای بیماران و دیگر افراد توجیه کنند و موسیقی درمانگر ها قادر شدند تمرینات عملی موسیقی درمانی را به طور موثر تر و با بازدهی بالاتر بر روی بیماران انجام دهند تا به نتیجه ی دلخواه و مد نظر بیمار دست پیدا کنند. قبل از این دستاورد ها، موسیقی درمانگر ها فقط می‌توانستند ادعا کنند که حال عمومی بیماران را بهبود می‌بخشند؛ اما اکنون، ابعاد مختلف حرکتی، حافظه ای و غیره را در کنترل داشتند و این، منجر به همکاری بیشتر بیماران با درمانگر ها نیز شد.

ترجمه ی اختصاصی مجله ی قرمز

” منبع: Music Handbook 2016 “


نوشتن یک نظر

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *