تولد موضوعی به نام “موسیقی‌ درمانی”

موسیقی درمانی و پیدایش آن

موسیقی درمانی، یکی از مباحث نوظهور در زمینه ی پزشکی و درمانی است. البته این رشته هنوز در ایران فراگیری زیادی نداشته است؛ اما در جهان، موسیقی درمانی در حال گذر از دوران تولد و طی کردن دوران رشد می‌باشد. 

در این مقاله که قسمتی از ترجمه ی اختصاصی مجله ی قرمز از کتاب راهنمای جامع موسیقی است، به موضوع موسیقی درمانی می پردازیم. موسیقی درمان ها، به مدل های علمی برای درک کارکرد مکانیزم های مختلف بر روی مغز افرادی که دارای ناتوانی هستند و یا کسانی که از آسیب های وارده به مغز و یا سایر وضعیت های مرتبط با آن رنج می‌برند، احتیاج دارند. برای حرکت به سمت این مسیر و یافتن این مدل ها، ابتدا پیش زمینه ی تاریخی موضوع را بررسی می‌کنیم.

 نیاز به مدل های علمی برای موسیقی درمانی

در طی جنگ جهانی دوّم، بیمارستان ها موسیقی‌دان هایی را برای ارتقای روحیه‌ی سربازان استخدام می‌کردند. تلاش در این زمینه، برای کمک به سربازان در بهبود تعاملات اجتماعی آن ها، حمایت از روحیات و احساساتشان و ترویج حس خوب بودن در عموم افراد بود. به دنبال این موضوع، موسیقی درمانی وارد عرصه ی علوم اجتماعی شد؛ این رشته، یک ساختار وابسته به علوم اجتماعی دارد که در آن، موسیقی به دلیل تاثیر آن بر روی عملکرد احساسی و اجتماعی افراد، موضوعی ارزشمند می‌باشد.

موسیقی درمانی و پیدایش آن

کسانی که در زمان تولد موسیقی درمانی، بر روی سربازان کار می‌کردند، واکنش های مثبتی از سمت سربازان دریافت می‌نمودند؛ اما خود نیز نمی‌دانستند که چرا کار آن ها باعث دریافت نتیجه ی مثبت می‌شود. در نتیجه، این حرفه ی نوپا، با اهداف ضعیف و عدم وجود یک پایه ی علمی شروع به توسعه و فراگیری نمود. در طی چند دهه ی بعد نیز موسیقی درمان ها اغلب از تئوری هایی که نشات گرفته از اصول دیگری بودند، برای توضیح فعالیت هایشان در زمینه ی موسیقی درمانی استفاده می‌کردند.

نظریه های رایجی در این دوران- در بر گیرنده ی رویکرد های رفتاری، روانکاوی و انسانی، در ادبیات این موضوع وجود دارد. مدل هایی که اغلب از اصول موجود در زمینه های دیگر ترویج یافتند، فعالیت های موسیقی در زمینه ی پزشکی را موثر تلقی می‌نمودند، اما فاقد یک سری اطلاعات اصلی درباره ی حدود عملکرد موسیقی و کارکرد آن در دراز مدت بودند. برای مثال، هیچ یک از این تئوری ها تکنیک های استانداردی را برای عملکرد در حوزه ی موسیقی درمانی بیان نمی‌کنند. علاوه بر این، رویکرد رفتاری و به خصوص رویکرد روان کاوی، در درجه ی اول تمایل به تمرکز بر روی یک نتایج روانکاوی معینی دارد که سایر نتیجه ها را نادیده می‌گیرد. مثلا از تاثیر این حوزه ی درمانی بر روی گفتار و توسعه ی زبانی، پرورش حافظه و یا ترمیم توانایی های حرکتی غافل می‌شود.

در نهایت می‌توان گفت این سه رویکرد یا نظریه – رفتاری، روانکاوی و انسانی- فاقد توضیحات علمی کامل در مورد مکانیزم موسیقی درمانی هستند. هیچ یک از این مدل ها به طور واضح نقش موسیقی را در تغییر رفتار انسان توضیح نمی‌دهد. در نتیجه، این تئوری ها پایه ی جامع و محکمی برای تحقیق و کار در این زمینه ی درمانی ارائه نمی‌دهند. مسلما بدون این اطلاعات، افرادی که در این حوزه مایل به کار و یادگیری می‌باشند، مجبورند در هر جلسه ی درمان، به دوباره کاری هایی بپردازند و برای پاسخگویی در مورد نتایج قابل اطمینان برای بیماران خود، ممکن است دچار جر و بحث با بیماران شوند.

ترجمه ی اختصاصی مجله‌ی قرمز 

” منبع: Music Handbook 2016 ”


نوشتن یک نظر

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *