دروغ گویی چه ریشه هایی دارد؟

دروغ گویی

همه‌ی ما گاه و بیگاه دروغ گفته ایم، گاهی دروغی کوچک که خیلی هم مهم نبوده و تاثیر زیادی نداشته، و گاهی هم دروغی بزرگ که نهایتا به ضرر گوینده یا سایرین تمام شده است. به طور کلی باور داریم که دروغگویی امر خوبی نیست و سعی در انجام ندان و عادت نکردن به آن داریم، اما برای برخی از انسانها دروغ گویی جز ذات آنها میشود و شیوه ای برای زندگی.

احتمالا در برهه هایی از زندگی شده است که به اجبار یا مصلحت دروغی بگوییم، شاید به همکاران یا شریک زندگی یا دوستان. اما برخی ها هستند که به طور همیشگی دروغ میگویند.  دروغ های همیشگی با واژه هایی نظیر دروغ پردازیی، جنون دروغ گویی یا جنون اغراق کردن یا دروغگویی پاتولوژیک نیز تعریف شده است که بیانگر فردی ست که بی هیچ دلیلی و صرفا از روی عادت، همیشه دروغ میگوید.

مسئله این نیست دروغگویی این افراد در حد دروغ های کوچک است یا دروغ های بزرگ که حقایق را وارونه جلوه میدهد،  مسئله این است که آنها با این عادت، احساس راحت بودن دارند.  از سویی چون دیگر گفتن حقیقت برای این افراد سخت و دشوار است پس دروغ گویی برای آنها تبدیل به یک عادت میگردد.

  • وجه تمایز یک دروغ گوی همیشگی چیست؟

  1. آنها به طور دائم دروغ میگویند، حتی اگر دروغ گفتن یا نگفتن هیچ فرقی به حالشان نداشته باشد.
  2. آنها به دنبال توجه هستند. یکی از دلایل دروغگویی این افراد جلب توجه کردن است.
  3. حرفهای آنها مرتبا تغییر میکند. این بدان علت است که نمیتوانند همه ی آنچه را قبلا بهم بافته اند، به خاطر بیاورند.
  4. حتی وقتی مچشان گرفته میشود، حاضر به اعتراف به حقیقت نیستند. خشمگین میشوند.
  5. گاهی میتوان چنین افرادی از طریق زبان بدنشان تشخیص داد. آنها قادر به نگاه کردن مستقیم به کسی که دارند به او دروغ میگویند نیستند. ممکن است بی قراری کنند. ممکن است زبان بدنشان بسته شود مثلا دست به سینه شدن. ممکن است شروع به عرق کردن کنند. هر چند زبان بدن چندان هم قابل اعتماد برای تشخیص دادن افراد دروغگو نیست چرا که اگر آنها دروغگوهای باتجربه ای باشند چنین کارهایی را انجام نمیدهند.

اگر تجربه ی برخورد با اشخاص دروغگو را داشته باشد احتمالا میخواهید بدانید آنها چه نیازی به این حد از دروغگویی دارند. در ادامه توضیحات و راهکارهای خوبی را مطالعه خواهید کرد:

دروغ گویی و شناخت دلایل آن

  • رازی که در شخصیت انسانهای دروغ گو وجود دارد

  • نیاز به تمجید و تعریف : این افراد محتاج هستند که دیگران از آنها تعریف کنند و مورد تحسین قرار بگیرند اما حاضر نیستند برای رسیدن به این جایگاه تلاش کنند. بدون هیچ تلاشی دوست دارند مورد تمجید قرار بگیرند و محبوب شوند. افرادی که دارای اعتماد به نفس پایین هستند و از کفایت کافی برخوردار نیستند، با دروغ گویی به طور موقت میتوانند اعتماد به نفس پیدا کنند و احساس بی کفایتی نداشته باشند. پس دروغ میگویند تا ولع خود را برطرف سازند.
  • نیاز به کنترل و اداره کردن : یکی دیگر از لایل دروغ گویی این اشخاص احاطه داشتن و کنترل همه چیز است در حالیکه به طور معمول دارای این قدرت نیستند که اطرافیانشان را وادار به انجام کاری کنند. آنها به این دروغگویی ادامه میدهند چون برای رسیدن به این هدف قبلا کار داده است.
  • اعتماد به نفس پایین : لایه ی درونی شخصیت کسی که دروغ میگوید و نیاز به جمع آوری تمجید و تحسین است، کمبود اعتماد به نفس در آن شخص است. آنها احساس خود کم بینی دارند پس دروغ پردازی میکنند و داستانهایی سرهم میکنند تا نزد دیگران بهتر به نظر برسند. اینگونه افراد نگران و هراسان هستند از طرد شدن توسط دیگران، پس به طور دائم در حال قصه بافی های اغراق آمیز میشوند تا کفایت خود را نشان دهند و نزد دیگران خوب به نظر برسند.
  • دورغ پاتولوژیک : اگر چه دروغگویی اجباری و دروغگویی پاتولوژیک هر دو شبیه هستند و برای بیان یک منظور به کار برده میشوند اما گاهی مشخص شده که دروغگویی پاتولوژیک دارای تفاوتهای جزئی است. یک دروغگوی پاتولوژیک کسی ست که هیچ دلیلی مشخصی برای دروغ گفتن ندارد و بسیار هم متقاعد کننده دروغ میگوید . اگر شخصی به دلایل بالا مثل کمبود اعتماد به نفس یا جلب توجه و مجبوبیت، دروغ بگوید در رده ی دروغگویان پاتولوژیک قرار میگیرد. این افراد تا حد زیادی جامعه ستیز هستند، همدلی کمی دارند و دروغ میگویند چون میتوانند دروغ بگویند. هر چه هر دو دسته ی دروغکویان، علائمی از مسئله های بزرگتری هستند مانند :
  • اختلال شخصیتی خودشیفتگی
  • بیش فعالی و کمبود توجه
  • اختلال شخصیتی دو قطبی
  • داشتن اعتیاد
  • اختلال شخصیتی مرزی
  • جامعه ستیزی

افراد دروغگو، میتوانند باعث آزار اطرافیان شوند به خصوص نزدیکان خود مثل شریک زندگی یا دوستان. چرا که میتوانند توسط فرد دروغگو تحت کنترل قرار بگیرند، افراد دروغگو به راحتی احساسات نزدیکان خود را با دروغگویی تحت کنترل قرار میدهند چون نزدیکان آنها به آنها اهمیت میدهند. اگر دروغگویی آنها به دلایل ریشه ای که قبلا مثال زده شد باشد، مثل عدم اعتماد به نفس یا ستیز با جامعه، حتی نمیتوانند متوجه شوند که دروغگویی شان تا چه درجه میتواند آسیب رسان باشد. این اشخاص میتوانند شخصیت های چندگانه داشته باشند، یا حتی از نظر ذهنی و احساسی آزار رسان باشند. و در راس همه ی این موارد، دروغگویان غیر قابل اعتماد هستند.

  • چطور با دروغ گوهای همیشگی کنار بیاییم؟

۱ – ابتدا مطمئن شوید آنها دروغگو هستند. گاهی اوقات مردم دروغ میگویند اما همیشگی نیست. اما دروغگوهای همیشگی، عادت کرده اند که دروغگویی کنند و بیش از حد و اندازه اینکار را انجام میدهند. بعنوان مثال دوست شما دارای مشکل مالی ست اما به شما میگوید همه چیز خوب پیش میرود چون نمیخواهد شما متوجه شوید. این شخص دروغگو نیست. اما اگر دوست شما مرتبا داستانهایی از خودش تعریف کند که بعدا متوجه میشوید حقیقت ندارند، این شخص به طور قطع یک دروغگوی همیشگی ست.

۲ – سعی کنید مچ آنها را بگیرید. با دقت به گفته هایشان گوش دهید و هنگامیکه یک دروغ شاخ دار گفتند آنها را متوقف کنید و بپرسید چطور ممکن است چنین اتفاقی بیفتد؟ از آنها در مورد ضد و نقیض های خیلی کوچکی که در حرفهایشان می شنوید سوال کنید، یا در مورد ریز جرئیاتی که دارند بعنوان یک داستان جعلی به خورد شما می‌دهند سوال کنید.  اینکار باعث میشود آنها احساس راحت بودن نداشته باشند و سعی میکنند که موضوع بحث را عوض کنند.

۳ – به آنها اطمینان خاطر بدهید. اگر شخص دروغگو، یکی از نزدیکان شما آنها را مطمئن سازید که دوستشان دارید و نزد شما دارای مقام و ارزش هستند و نیازی نیست برای تحت تاثیر قرار دادن شما، دروغ بگویند. میتوانید در مورد ضعف های خود به آنها بگویید تا متوجه شوند فقط آنها نیستند که دارای نقاط ضعف هستند.

۴- در مقابل دروغگویی آنها مقابله کنید. قبل از مقابله کردن با آنها ابتدا مطمئن شوید که مدرک کافی و قابل اثبات دارید. رعایت نزاکت در گفتار و عمل را فراموش نکنید حتی وقتی آنها خشمگین میشوند یا در مقام دفاع بر میآیند. این افراد شاید به طور ناخودآگاه دروغ های خود را باور دارند پس به آنها کمک کنید حقیقت را ببینند. به آنها بفهمانید که قصد شما کمک است و از آنها حمایت میکنید.

۵ – از آنها دوری کنید. شاید افرادی که عادت به دروغگویی دارند تمایلی برای تغییر رفتار خود نداشته باشند اینجاست که باید تصمیم بگیرید آیا میخواهید در زندگی آنها حضور داشته باشید  یا نه؟ نمانید یا یک جوری با آنها کنار بیایید. اگر آن اشخاص از نزدیکان شما نیستند بهتر است ازآنها دور شوید و به قصه های خیالی آنها پر و بال ندهید.

ترجمه اختصاصی مجله قرمز از مقاله Sheena Vincent

لینک منبع


نوشتن یک نظر

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *