هر چیزی ممکن میشود اگر بهای آن را پرداخت کنید

بهای آن را پرداخت کنید

اگر صد در صد خواهان یادگیری یک مهارت جدید باشید در هر شریطی که باشید یاد میگیرید اگر بهای آن را پرداخت کنید.

میتوانید هر کسی که بخواهید باشید اگر بهای آن را پرداخت کنید.

میتوانید هر چیزی که میخواهید بدست آورید اگر بهای آن را بپردازید.

میتوانید در مدت زمان نه خیلی طولانی، میلیونر شوید.

میتوانید در هر تخصصی که دوست دارید، کارشناس شوید.

میتوانید دارای درک عمیق و دانش بالا بشوید.

میتوانید مرد یا زنی آهنین شوید.

میتوانید  همان شخص دوست داشتنی ای باشید که دیگران با او همدل هستند.

میتوانید روابط عاشقانه و رمانتیکی که دوست دارید را داشته باشید.

میتوانید روابط کاری بسیار خوب با همکار یا شریکتان داشته باشید.

میتوانید دوستانی داشته باشید که به شما انگیزه میدهند.

میتوانید تبدیل شوید به آن شخصیتی که با تمام وجودتان می‌خواهید باشید.

میتوانید در درون خودتان آن زندگی ای را بسازید  که همیشه خواهانش بوده اید.

اما برای داشتن همه ی اینها، بایستی بهای آن را پرداخت کنید

بهای رسیدن به هدف

باید واقعا تصمیم قطعی گرفته باشید.

اگر قصد دارید جایی باشید، از هیچ جا بودن دست بردارید.

اگر قصد دارید کسی باشید، از هیچ کس بودن دست بردارید.

باید دقیقا انتخاب کنید چه کسی میخواهید باشید و چه کاری میخواهید انجام دهید.

باید از تمام چیزهای بی اهمیت چشم پوشی کنید. از تمام چیزهایی که شما را به مقصد نمی‌رسانند.

باید زمان خود را مدیریت کنید.

نمی‌توانید فقط در رویاها غوطه ور باشید ، باید رویاها را تبدیل به چیزی کنید که واقعا میخواهید به آن برسید.

اگر دست به عمل بزنید، اگر وارد میدان عمل شوید، کسی نیست که بتواند آن رویا را از شما بگیرد.

اگر دست به عمل نزنید، خودتان هستید که رویا را از خودتان میگیرید.

باید تمام عادت های بد قبلی خود را رها کنید.

باید دوباره از اول، اولویت های خود را تنظیم کنید.

باید به خیلی چیزها بگویید نه.

باید در هر روز، کارهای نخست را،  نخست انجام دهید.

هر چه  میخواهید باید بهای آن را پرداخت کنید.

اگر مشتاقانه بهای آن را پرداخت کنید، قطعا میتوانید داشته باشیدش.

اما باید به حد کافی از موقعیتی که در آن هستید ناخشنود باشید تا بتوانید خیلی راحت از آن خارج شوید. باید بتوانید خیلی سریع فیسبوک را ببندید و از هدر دادن زمان خود جلوگیری کنید.

باید بتواند به جای اینکه حواستان را برروی سرگرمی های وقت تلف کن و بی فایده بگذارید، حواستان را متمرکز کنید بر یادگیری چیزهای جدیدی که باید یاد بگیرید یا فراهم آوردن چیزهای جدیدی  که باید فراهم کنید تا به مقصد برسید.

شما قبلا در طول روز آنقدر چیزهای بیهوده‌ی تکراری انجام می‌دادید که از حالا به بعد، بایستی از شر آنها خلاص شوید.

باید عادت به انجام این فعالیت های بیهوده را زندگیان  بیرون اندازید. عادتهای قدیمی را به گذشته بسپارید و برای آینده عادت‌هایی را انتخاب کنید که شما را به جایی که میخواهید، برسانند.

اگر ۵ دقیقه وقت اضافی داشته باشید، در این ۵ دقیقه چکار میکنید؟ به چیزهای بیهوده سرگرم میشوید یا بهای رویای خود را پرداخت میکنید؟

آیا از این به بعد حواستان را معطوف به چیزهای بیهوده میکنید و رویاها را فقط در حد رویا رها میکنید، یا بهای آن را پرداخت میکنید؟

وقتی ساعت شما زنگ میزند آیا دستتان را  روی دکمه ی خاموش میگذارید یا بلند میشوید و بهای رویای خود را پرداخت میکنید؟

وقتی با معشوق خود هستید آیا به گوشی موبایلتان زل میزنید یا به او؟

آیا عزمتان جزم است یا هنوز در حالت بگی نگی هستید و فقط وانمود میکنید که میخواهید به رویایتان برسید؟

آیا هنوز مطمئن نیستید؟

آیا دارید یک گام را در ۲۰ جهت مختلف بر میدارید یا دارید در یک جهت ۲۰ گام بر میدارید؟

امروز چند ساعت تلف کردید؟ امروز چند ساعت را گذاشتید برای پرداخت بهای رویای خود؟

واقعا چه میخواهید؟ آیا نمی‌خواهید بهای آن را پرداخت کنید؟

هیچ چیزی در زندگی مجانی نیست. به خصوص زمان .

هیچ چیز مجانی نیست هر چیزی یک قیمتی دارد و اگر قرار به خرید زمان باشد، قیمت آن خیلی خیلی زیاد است چون حتی نمیتوانید یک ثانیه از گذشته را داشته باشید.  قیمت زمان خیلی زیاد است.

شما میتوانید  زمان زندگی خود را برای رسیدن به مقصد خرج کنید. میتوانید زمان خود را  بر روی رسیدن به مقصد خرج کنید تا رفتن به بیراهه‌ها.

میتوانید کسی باشید که قصد دارید باشید نه کسی که تا حالا بوده اید و از آن راضی نبوده اید.

میتوانید بعد از رسیدن به هدفتان،  همین رویه را ادامه دهید تا به هدف بعدی خود برسید و همین طور دوباره و دوباره…

اما همه ی اینها هزینه دارید و باید بهای آن را پرداخت کنید.

رسیدن به هدف با ترک عادت گذشته و کسب عادت جدید به آسانی ممکن است.

اگر قبول دارید، خواندن این مقاله هم به شما کمک میکند.

 

ترجمه اختصاصی مجله قرمز از مقاله  Benjamin P. Hardy


نوشتن یک نظر

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *