ما در زندگی خود همیشه دو انتخاب داریم، باید کدامیک را انتخاب نماییم؟

انتخاب

هریک از ما همیشه در طول زندگی‌مان، به صورت هفت روز هفته و بیست و چهارساعته، در هنگام مواجه شدن با هر اتفاقی  که برایمان رخ می‌دهد، همیشه دو انتخاب داریم.

  • اولین انتخاب

اولین انتخاب ما این است که تصمیم بگیریم خودمان را دست کم گرفته،  و کمتر از آنچه را که قادریم انجام دهیم، انجام دهیم. با این انتخاب، ما به کمتر از آنچه که می‌توانیم به دست آوریم، خواهیم رسید.

در این حالت، ما کمتر سعی و تلاش و جدیت به خرج می‌دهیم، کمتر مطالعه می‌کنیم، کمتر ‌تفکر می‌کنیم،  و کمتر خودمان را تحت انضباط در می‌آوریم.  تمام اینها، انتخاب‌هایی هستند که ما را به سمت یک زندگی تهی و خالی از ارزش،  هدایت می‌کنند.

این نوع انتخاب‌ها زندگی ما را به سوی بدبینی مدام سوق می‌دهند و ما به جای داشتن یک نگاه خوش بین به آینده، یک نگاه پر از فلاکت خواهیم داشت.

  • دومین انتخاب‌

اما انتخاب دوم ما، دقیقا بر عکس نوع اول است. در انتخاب‌نوع دوم،  تبدیل می‌شویم به کسی که دوست داریم  تبدیل شویم.

ما در انتخاب‌نوع دوم تصمیم می‌گیریم که بیشتر کتاب بخوانیم، بیشتر سعی و تلاش کنیم، بیشتر فکر کنیم، بیشتر منضبط باشیم. تصمیم می‌گریم تا حدی که در توان داریم چیزهای جدید یاد بگیریم. تصمیم می‌گیرم تا آنجا که می‌توانیم  بخشنده باشیم و آنچه را که می‌دانیم با دیگران نیز به اشتراک بگذاریم. تصمیم می‌گیرم تا جایی که می‌شود کارهایمان را انجام دهیم و انسان کارآمدتری باشیم.

همه ی ما حق انتخاب هر دو انتخاب را داریم. مسئله بر سر انجام دادن  یا انجام ندادن است که به بودن ارزشمند یا نبودن ما منجر می‌شود.

انتخاب‌های ما است که ما را به سمتی می‌برد که چه کسی باشیم، آیا کمترین باشیم یا بیشترین؟ آیا یک فرد تهی از ارزش باشیم یا هر روز تلاش کنیم تا کامل‌تر و ارزشمند‎تر از دیروز باشیم.

کامل شدن نسبت به دیروز است وگرنه کامل بودنی در کار نیست.  ما نیز شبیه به یک درخت هستیم. در ابتدا ساقه‌های نازک و شکننده داریم اما اگر هر روز بی‌وقفه تلاش کنیم، آن ساقه‌های نازک، تبدیل به شاخ و برگهای زیادی می‌شوند.

  • ‏انتخاب‌ها پس از چالش‌ها

هر چالشی که در مسیر زندگی‌مان رخ  دهد، با انتخاب دوم ما،  می‌تواند ما را  به سوی رشد و پیشرفت سوق دهد.  پس حالا که مسئله بر سر انتخاب است،  چرا این را انتخاب نکنیم که تمام تلاشمان را به کار ببریم؟ چرا این را انتخاب نکنیم که بهترینی که می‌توانیم را انجام دهیم و هرگز از این تصمیم برنگردیم؟

هدف نهایی ما در زندگی باید این باشد که از حداکثر استعدادها و توانمندیهای خود استفاده نماییم. اما اینکه فقط آرزوی چیزی را درسر بپرورانیم،  باعث می‌شود نهایت تلاش خود را به کار نبریم  و در نتیجه حتی درکاری که شایسته‌ی موفق شدن در آن هستیم نیز، شکست بخوریم.

بهترین سنجش برای کارآمد بودن و موفقیت یک فرد، نتایجی است که به دست آورد.

فقط نتیجه ی نهایی مهم است،  نه حرفها و توجیه‌ها و سخن گفتن‌ها. فقط نتیجه.  اگر نتایجی که به دست می‌آوریم کمتر از پتانسیلی موجود در ما باشد، لازم است که نسبت به قبل تلاش بیشتری به خرج دهیم.

بهترین و بزرگترین پاداش‌ها برای کسانی بدست می‌آید، که دائما در حال اضافه کردن ارزش به خود و به دنیای اطرافشان باشند.

کسانی‌که درصدد هستند تا خودشان و محیط پیرامونشان را ارزشمندتر از قبل، نمایند شایسته‌ این پاداش هستند.


ترجمه اختصاصی مجله قرمز از مقاله‌ Jim Rohn

منبع: Jimrohn


نوشتن یک نظر

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *